خاطره و حکایت از آیت الله بحرالعلوم میردامادی در مورد استادشان حکیم الفقهاء آیت الله المعظم علامه طباطبایی قدس الله اسرارهما

 

خاطره و حکایت از آیت الله بحرالعلوم میردامادی در مورد استادشان حکیم الفقهاء آیت الله المعظم علامه طباطبایی قدس الله اسرارهما
استاد عزیزم حکیم و فقیه و عارف ربانی وپدرجسمانی و روحانی ام آیت الله بحرالعلوم میردامادی قدس الله سره العزیز می فرمودند:

استاد ما حکیم الفقهاء آیت الله المعظم علامه طباطبایی قدس الله سره القدوسی در ماه مبارک رمضان تقیدات خاصی داشتند مثلاً ایشان می فرمودند :

سعی می کنم اول اذان مغرب کنار ضریح حضرت عصمۀ الله فاطمه معصومه سلام الله علیها قرار بگیرم و با بوسه ای بر ضریح یا حتی با بوسه ای بر زمین حرم یا درب ورودی حرم مطهر روزه ام را بگشایم و افطار کنم و من معتقدم که حضرت معصومه علیهاالسلام مجلای اتمّ و مظهر اکبر فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشند و زیارت و معرفت و محبت و ارادت به ایشان عین زیارت و معرفت و محبت و ارادت به حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام می باشد.

و من در آنجا احساس می کنم به خانه مادرم رفته ام و افطاری را در نزد ایشان مشرف هستم.

به نظر من این حکایت که مرحوم پدرم از ایشان نقل می کردند از بلند اندیشی و عرفان خالص و حکمت نوری و حقانی علامه طباطبایی می نماید و آنها مسأله تولی و تبری را در زمره اصول معتقدات و از شئون و تجلیات و حتی می توان گفت از شرایط اصول دین می دانستند.

حالا یاوه گویانی بی ادب و بی سواد حتی در لباس معممین پیدا می شوند وبه این بزرگان جسارت می کنند و آنان را دور از ائمه اطهار علیهم السلام معرفی می نمایند.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0:00
0:00